|
زندگينامه:سيد علي موسوي گرمارودي
سيد علي موسوي گرمارودي
سيد علي موسوي گرمارودي
گروه : علوم انساني رشته : زبان و ادبيات فارسي محل تولد : قم تاريخ تولد : 1320
خلاصه : على موسوى گرمارودى در سال ۱۳۲۰ در قم به دنيا آمده است. پدرش از بزرگان اهل گرمارود الموت قزوين بود. موسوى گرمارودى مدرك كارشناسى خود را در رشته علوم قضايى وكارشناسى ارشد ودكتراى خود را در رشته ادبيات فارسى از دانشگاه تهران گرفته است. او در چندين دوره در عرصه شعر و ادبيات كشور حضور مؤثر داشته است. على موسوى گرمارودى از پيشتازان شعر مذهبى امروز شناخته مى شود. او تحصيلات مقدماتى خود را در قم و مشهد به پايان رساند و ادبيات عرب را نزد اديب پيشاورى فراگرفت.
والدين و انساب : خانواده هاي گرما رودي ازنظر اصل و نسب و ارتباط خويشاوندي به چند طايفه تقسيم مي شوند كه شامل طايفه هاي قروچي بيگي ،اورس بيك و باقري و صادقي و اندجي و خانوا ده هاي غربال بند و موسوي و چند خانواده ديگر مي باشند . خانوار موسوي از خانواده هاي مهاجر روستاي ميغ سازه كجوربه به مناطق «اوانك » و «گرمارود» مي باشند. سيد علي موسوي گرمارودي از پدري «الموتي » و مادر «تنكابني» درمحله «چهارمردان » قم به دنيا آمد . نام پدرش حجت الاسلام سيد محمد موسوي گرمارودي
اوضاع اجتماعي و شرايط زندگي : پدر موسوي گرمارودي وي ابتدا در مسجد جامع «گرمارود » مردم را راهنمايي مي كرد ، پس دردوران جواني به قم و سپس نجف هجرت و آنگاه دوباره به قم بازگشت و در همانجا سكني گزيدند .
تحصيلات رسمي و حرفه اي : گرمارودي نخست نزد پدرش مقدمات را فراگرفت و پس از آن دبستان ملي «باقريه » رفت .او دوره دبيرستان را مدرسه شهيد بهشتي (دين و دانش سابق ) هم سپري نمود و پس از آن به مشهد عزيمت نمود و درنزد علماي آن سامان ، به فراگيري علوم ديني پرداخت . درسال 1345 وارد دانشكده حقوق شد و كارشناسي آن رشته را در رشته علوم قضايي كسب كرد. او سرانجام پس از گرفتن مدرك كارشناسي زبان و ادب فارسي با اخذ درجه دكتراي زبان و ادبيات فارسي از دانشگاه تهران فارغ التحصيل گرديد .
خاطرات و وقايع تحصيل : موسوي گرمارودي تحصيلات ابتدايي را دردبستان «باقريه » طي نمود ، او ازاين دوره چنين ياد مي كند :« از آن دبستان تركه هاي اناري كه درحوض بزرگ مدرسه پيوسته درآن خيس خورد تا به كف دست شاگردان متخلف كوبيده شود ، هميشه چون كابوسي ، درذهن من مانده است . گرچه دستهاي كوچك من هرگز با آن چوبها تماس نيافت اما سالياني دراز بعد از آن روزها ،وقتي درزندان شاه ستمگر ،زير كابلهاي سيمي ساواك ، به خوداز درد مي پيچيدم ،چهره شكنجه گرخودرا شبيه ناظم بي رحم آن دبستان مي ديدم . »
استادان و مربيان : گرما رودي مقدمات رانزد پدر فرا گرفت و پس از عزيمت به مشهد نزد علماي بزرگي چون : فردوسي پور ، واعظ طبسي و ابب نيشابوري دوم نهنگ و به كسب علوم ديني پرداخت .
هم دوره اي ها و همكاران : موسوى گرمارودى با شاعر بزرگ معاصر اخوان ثالث نيز آشنايى و رفت و آمد داشت و اخوان شعرى نيز به نام او سروده بود. شايد از سر اين آشنايى بود كه كتاب «درباره هنر و ادبيات» را ناصر حريرى به گفت و شنودى با مهدى اخوان ثالث و على موسوى گرمارودى اختصاص داد كه به وسيله انتشارات كتابسراى بابل در سال قبل از وفات اخوان يعنى در سال ۱۳۶۸ منتشر شد.
وقايع ميانسالي : اولين رويداد سياسي بوقوع پيوسته درزندگي موسوي گرمارودي ، غائله درانجمنهاي ايالتي و ولايتي بودكه وي درمدرسه فيضيه حضور داشت. او تاآستانه دستگيري و زنداني شدن نيز رفت كه با كوشش آيت لالله رباني شيرازي نجات يافت . باورود به دانشگاه با برخي فعالان سياسي آشنا شد و باشدت گرفتن مبارزان او بر چند رژيم پهلوي ، درسال 1352 به وسيله ساواك دستگير و نزديك به چهار سال درزندانهاي اوينو قصرحبس گرديد.
مشاغل و سمتهاي مورد تصدي : در اسفند ۱۳۵۷ شوراى انقلاب موسوى گرمارودى را به سرپرستى سازمان آموزشى نومرز منصوب كرد. همان مؤسسه فرانكلين سابق كه در اواخر دهه ۶۰ با ادغام در تشكيلات «وزارت فرهنگ و آموزش عالى» از صورت يك مؤسسه خارج شد و از آغاز سال ۱۳۷۳ نيز با نام «شركت انتشارات علمى و فرهنگى» با انتشارات علمى و فرهنگى (بنگاه ترجمه و نشر كتاب سابق) ادغام شد. علاوه بر اين گرمارودى مدتى رايزن فرهنگى ايران در تاجيكستان بود و مدتى نيز مسئوليت تالار وحدت تهران را بر عهده داشت. او در مدت اقامتش در تاجيكستان به جد جريان شعر معاصر آن كشور فارسى زبان را دنبال كرد و در اين باره مقالات تحقيقى متعدد نوشت.
فعاليتهاي آموزشي : موسوي گرمارودي مدت يك سال درحوزه فردوس به امر تدريس مشغول گرديد . وي پس از واقعه پانزده خرداد و دستگيري امام ،درتهران مستقيم گرديد . او ابتدا در دبستان و سپس دردبيرستان علوي مشغول كار شد . او پس از انقلاب به تدريس دردانشگاه پرداخت. [تاريخ مطبوعات قزوين ،ص369 ]
مراكزي كه فرد از بانيان آن به شمار مي آيد : با پيروزي انقلاب اسلامي ،موسوي گرمارودي به همراه خانم طاهره صفارزاده «كانون فرهنگي نهضت اسلامي » را بنياد نهاد . [ تاريخ مطبوعات قزوين ،ص369] موسوي گرمارودي راه اندازى، مديريت و سردبيرى نشريه گلچرخ و انتشار يك مجله ادبي در تاجييكستان را نيز برعهده داشته است.
ساير فعاليتها و برنامه هاي روزمره : موسوي گرمارودي علاوه بر سرودن شعرو شركت درانجمنهاي ادبي ، انتشار دو دوره نشريه ادبي گلچرخ را به عهده گرفت . انتشار مجله ماهنامه «گلچرخ» رابايد به دو دوره تقسيم كرد : دوره نخست بصورت ضميمه ادبي روزنامه دراطلاعات از روز سه شنبه 12 شهريور 1365 لغايت خرداد ماه همين ماه منتشر شد. دور دوم فعاليت هاي اين ماهنامه افزودن بر فعاليتهاي روزنامه نگاري درقلمرو ادبيات داستاني و بازنويسي زندگاني معصومين ،آثار چندي ازوي منتشر شده است . [ ستايش اميرالمومنين سروده هاي سخنووارا ن قزوين با كوشش محمد علي حضرتي ،ص440 ]
آرا و گرايشهاي خاص : «من آنچه را برزبان شاعر مى آيد و بر كاغذ نوشته مى شود، درخت صاعقه زده اى مى بينم كه روى زمين افتاده است. اگر گفته اند: من گنگ خوابديده و عالم تمام كر / من عاجزم زگفتن و خلق از شنيدنش... مى تواند در باره همان جلوه نا پيداى شعر گفته شده باشد. آنچه از يك شعر ناب بركاغذ يا زبان مى آيد در واقع تنها صورت ناظم و مرحله هبوط آن اصل اعلاست. آنچه ما از يك شاعر مى خوانيم و مى بينيم آن درخت برپاى ايستاده در جنگل سبز خاطر، او نيست. توسكايى است كه آذرخش خلاقيت شاعر برآن گرفته است و آن را پيش پاى ما افكنده است. منتقد با آن عوالم چه مى تواند بكند؟او هرچه مى كند با بخش بيرونى شعر مى كند.» اين جملات را شاعر نام آشنا و توانا على موسوى گرمارودى در ميهمانى انجمن شاعران ايران و در مراسم نكوداشت خويش بر زبان آورد. او ميهمان نهمين برنامه ميهمان ماه انجمن شاعران ايران ودفتر شعر جوان بود كه در ۳۰ مرداد ۱۳۸۲ در محل خانه شاعران برگزار شد. گرمارودى از آن دسته شاعرانى است كه ضمن توجه به مسير گذشته در شعر معاصر ره تازه مى جويد. او درباره بسيارى از شاعران معاصر و هم عصر خويش هم تحقيقات فراوان كرده وهم نظرات دقيق و عميقى ارائه كرده است. از آن جمله است نگاه او درباره شاعر بزرگ معاصر سهراب سپهرى: «سپهرى از كسانى است كه راه نيما را شناخته بود، اما اين را با خود با شخصيت يگانه خويش پيمود. او خود را با رنگ و كلمه بيان مى كرد، مصالح خلاقيت او هم رنگ بود و هم كلمه و او با اين هر دو نقاشى مى كرد. يا با اين هر دو مأموريت ادبى خود را انجام مى داد. تعجب نفرمائيد كه براى نقاشى او نيز تأمل به مأموريت ادبى شده ام. مى دانيد كه در نقاشى ايرانى از گذشته هاى دور به خاطر منعى كه اسلام در مبارزه با آثار بت پرستى پيش آورده بود، پرسپكتيو ناگزير حذف شده. يكى از منتقدان غربى مى گويد نقاشى در آبستره به همانجايى رسيده است كه نقاشى ايران اسلامى در طى قرون مى پيمود يعنى در اين نقاشى نيز مانند آبستره رنگ ها يكديگر را فرا مى خوانند. نقاشى مأموريت ادبى مى يابد. اما شعر سپهرى، شعر او در نخستين برخورد داراى چند ويژگى است، يكى اين كه سپهرى نخستين كسى يا دست كم مهم ترين شاعرى است كه زبان شعر نو را با زبان محاوره پيوند زد. توضيح آن كه در شعر نو شاعران در همان حال برخى داراى زبان خاص خويشند در يك چيز اشتراك دارند و آن زبان عام شاعرانه است در برابر زبان محاوره. در واقع مى توان گفت كه زبان شاعرانه هر شاعر و زبان خاص وى جنس و فصل شعر او را تشكيل مى دهند. زبان شاعرانه در اين تعبير يعنى زبانى كه علاوه بر حفظ ويژگى زبان خاص يك شاعر داراى ضخامت و اسلوب شعرى است و حوزه لغات و تعبيرات و بيان در آن از نوعى است كه آن را از سويى از زبان نوشتار متمايز مى كند و از سويى ديگر از زبان گفتار. اين ضخامت و اسلوب و تمايز و تمايل به ارگانيسم در كاربرد لغات به دست مى آيد. اما سپهرى و البته اسماعيل شاهرودى و ديگرانى هم شاعرانى هستند كه زبان شاعرانه را با زبان محاوره پيوند زده اند و به جاى خود موفق هم بوده اند، اگر چه سپهرى از اين لحاظ موفق تر است.» موسوى گرمارودى همچنان كه در عرصه شعر امروز و غزل امروز حرف تازه براى گفتن داشته، از آثار ديگر شاعران زمانه خويش نيز غفلت نكرده و چه بسا خارج از باورهاى اعتقادى يا نگره سياسى و فردى، شعر آنان را ارجح بر شعر خويش، به مخاطب شعر امروز توصيه كرده است. او در مرگ نوذر پرنگ از غزلسرايان فقيد معاصر اين حساسيت و دقت و توجه را به خوبى به نمايش گذاشت: «از دست رفتن نوذر پرنگ براى غزل معاصر ما لطمه بزرگى خواهد بود. پرنگ بى گمان يكى از برجسته ترين شاعران غزل نو است و تأثير او در نسل هاى بعد از خودش، بر كسى پوشيده نيست. من درجلسه نقد و بررسى شعر پرنگ كه با حضور خود شاعر و مرحوم منوچهر آتشى برگزار شد هم به اين موضوع اشاره كردم كه اشيا هم ناطق اند و گويا، اما به زبان بى زبانى. اما اين طور نيست كه پديدار هاى عالم با همه سخن بگويند؛ شاعران و بخصوص شاعرانى مانند پرنگ محرم رازهاى پديدار ها هستند و پديدار ها با كسانى مانند او بيگانه و نامحرم نيستند. برخى از غزل هاى پرنگ در ادبيات ما جاودانه خواهند بود. پرنگ با توجه به مضمون اين شعرش كه مى گويد: كجايى اى همه جاى تو خوش رهايى، هاى/! دلم به سوى صداى تو رهسپار شده است، به سوى رهايى رفت. به جاى دلش كه در زندگى به سوى صداى رهايى رهسپار شد، حالا خودش به سوى رهايى رفته است. خاك بر او خوش باد»!
جوائز و نشانها : على موسوى گرمارودى امسال (1385) به عنوان «چهره ماندگار بخش شعر» به وسيله بنياد چهره هاى ماندگار انتخاب شد. او در مراسم اين انتخاب ضمن قرائت بخشى از شعر پيامبر اعظم (ص) گفت من افتخار مى كنم كه با شعر علوى بزرگ شده ام و امروز به عنوان يك شاعر آئينى از من ياد مى شود. در سالى كه به نام پيامبر بزرگ اسلام نامگذارى شده است، بايد در راستاى اهداف نبوى و توسعه مفاهيم اسلامى گام برداريم و انديشه هاى نبوى را در همه جامعه اسلامى خود جارى كنيم».
چگونگي عرضه آثار : بهاءالدين خرمشاهى در مقدمه گزينه اشعار گرمارودى نوشته است: كارنامه شعرى گرمارودى هم پر بار است هم پربرگ، كارنامه اى است كلان ومشتمل بر ۹ كتاب كه حاصل سلوك ۳۰ ساله شعرى اوست. ۹ كتاب شعر او عبارتند از: عبور، در سايه سار نخل ولايت، سرود رگبار، چمن لاله، خط خون، دستچين، باران اخم، گزيده شعر نيستان، تاناكجا آباد. گزينه شعر گرمارودى را نيز بهاءالدين خرمشاهى انتخاب كرده است. سهيل محمودى درباره گرمارودى مى گويد: موسوى گرمارودى يكى از كهن ترين قالب هاى شعر فارسى يعنى قصيده را در عرصه اى به نام شعر سپيد تعريف كرده است. او از كسانى است كه با تكيه برگذشته شعر فارسى و با ارزش گذارى به گذشته كه نه تقليد است و نه فقط تقديس آن، براى امروز بهره گرفته است. چيزى كه متأسفانه امروز در ادبيات ژورناليست زده ما وجود ندارد و كسانى مانند اخوان يا سهراب در اين راه موفق بوده اند و بخشى از اين سنت را به شكل پويا در آورده اند. اين بخشى از توجه گرمارودى به پيشينيان در قالب قصيده است. بخش ديگر نگاه معرفتى و دينى اوست كه البته گاهى آنقدر به آن پرداخته شده كه حجابى روى وجه شاعرى او شده است. اما نگرش و منبع فكرى است كه به شعر عاشقانه ماهم معنى مى دهد و گرمارودى در اين وجه هم موفق بوده است. على موسوى گرمارودى از پيشتازان شعر مذهبى امروز شناخته مى شود. او تحصيلات مقدماتى خود را در قم و مشهد به پايان رساند و ادبيات عرآثار استاد گرمارودى به ۲ بخش كاملاً متفاوت تقسيم مى شود. نخست شعر، در اين زمينه ۹ كتاب تا به حال از او منتشر شده است. «در سايه سار نخل ولايت» و «خط خون»، معروف ترين دفترهاى شعر اوست. حوزه ديگر كارهاى او، داستان نوجوانان است كه در اين زمينه هم «داستان پيامبران» معروف تر از بقيه استب را نزد اديب پيشاورى فراگرفت. از ويژگى هاى شعرى او تخيل گسترده و به دام آوردن انديشه هاى نو در قالب كهن قصيده است گرمارودى در كار بازخوانى و خوانش ادبيات كهن نيز بوده و مجموعه اى از ديوان حافظ با صداى او منتشر شده و انجمن شاعران ايران نيز گويا روايت بوستان سعدى را با صداى او ضبط كرده است.
برچسب ها : سيد , علي , موسوي , گرمارودي
نوشته شده در 1387/10/29ساعت توسط به ناز | نظر دهيد
مورخ 15/10/1388 ساعت2:08:29
|